دکارت می گفت : "من فکر می کنم ، پس هستم آلبرکامو می گفت : "من طغیان می کنم ، پس هستم و فریدون مشیری گفته است: جام دریا از شراب بوسه خورشید لبریز است جنگل شب تا سحر تن شسته در باران ، خیال انگیز ما ، به قدر جام چشمان ِ خود ، از افسون این خمخانه سرمستیم در من این احساس: مهر می ورزیم ، پس هستیم! |